close
تبلیغات در اینترنت
ضرب المثل انگلیسی با ترجمه انگلیسی

پرتال آموزش زبان

ضرب المثل انگلیسی با ترجمه انگلیسی
امروز چهارشنبه 27 تیر 1397


ضرب المثل انگلیسی با ترجمه انگلیسی

First catch your hare, then cook him

مرغی که در هواست نباید به سیخ کشید

To run with the hare and hunt with the hounds

یکی به میخ و یکی به نعل زدن

To carry coals to Newcastleزیره به کرمان بردن
To go with the streamهمرنگ جماعت شدن
To move heaven and Earthآسمان را به زمین دوختن
Physician, heal thyselfکل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
To milk the ramآب در هاون سائیدن
Spare the rod and spoil the childکسی که بچه خود را نزند روزی به سینه خود خواهد زد
The shoemaker’s wife goes the worst shodکوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد
Half a loaf is better than no breadکاچی به از هیچ چیز است
When in Rome, do as the Romans doخواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو
To get out of bed on the wrong sideاز دنده چپ برخاستن
There is honour among thievesسگ سگ را نمی خورد
One should not look a gift horse in the mouthدندان اسب پیشکشی را نمی شمارند
Strike while the iron is hotتا تنور گرم است باید نان پخت
One swallow does not make summerبا یک گل بهار نمی شود
Light come, light goباد آورده را باد می برد
His bread is buttered on both sidesنانش در روغن است
He is a button shortیک تخته اش کم است
To put the cart before the horseسرنا را از ته گشاد آن زدن
To dance to a person’s tuneبه ساز کسی رقصیدن
 Bargain is bargainحساب حساب است، كاكا برادر
nothing ventured, nothing gainedنابرده رنج گنج میسر نمیشود
He is a dog in the managerنه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد
Like water off a duck’s backچون گردکان بر گنبد
Like a duck in thunderstormمثل خر در گل مانده
All is well that ends wellشاهنامه آخرش خوش است
Birds of a feather flock togetherکبوتر با کبوتر باز با باز
To bite a fileآب در هاون سائیدن
To have a finger in every pieنخود هر آشی بودن
His fingers are all thumbsدست و پا چلفتی است
no news is good newsبی خبری خوش خبری است
To pour oil on the fireآتش را دامن زدن
There is no smoke without fireتا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
Don’t bite the hand that feeds youنمک خوردی نمکدان مشکن
To fall from the frying pan into the fireاز چاه درآمدن و در چاله افتادن
A burnt child dreads the fireمارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

 

دسته بندي: جملات کاربردی زبان انگلیسی,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد

پاپ آپ