close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه انگلیسی

پرتال آموزش زبان

داستان کوتاه انگلیسی
امروز یکشنبه 01 مهر 1397


جملات کاربردی زبان انگلیسی

 

7- با پولت چکار می کنی؟

What do you do with your money?

 

8- مشکل تو این است که مثل ریگ پول خرج می کنی.

The problem with you is that you spend money like water.

 

9- می دانم چکار می کنی. پولت را تو حساب بانکیت می گذاری و به ندرت برداشت می کنی.

I know what you do. You put it a bank account and hardly ever make a withdrawal.

 

10- برای مسافرت خیل خرج می کنم.

I spend a lot of money on traveling.

 

11- در این زمینه با شما موافقم. اما پول خوشبختی نمی آورد.

I agree with you there. But money doesn’t buy happiness.

 

12- مثلی هست که میگوید " پول ریشه تمام بدبختی هاست."

As they say, “Money is the root of all evil.”

 

13- پول همیشه دغدغه بزرگی برای من است.

Money is always a big worry for me.

 

14- من از خانواده مرفهی نیستم.

I am not from a well- off family.

 

15- چرا پولت را پس انداز نمی کنی؟

Why don’t save your money?

 

16- به نظر می آید خیلی ولخرجی/ صرفه جویی.

Sounds like you are very extravagant / economical.

 

17- شما صرفه جو نیستید. در حقیقت ناخن خشک / خسیس هستید.

You are not economical. In fact you are close-fisted/ mean.

 

18- پولهایم را خرج لباسهای مد و شیک می کنم.

I waste my money on trendy and chic clothes.

 

19- اگر همینجوری پولت را هدر دهی، هرگز نمی توانی خانه بخری.

If you keep throwing money around like that, you can’t ever buy a house.

 

20- پولت را خرج آن خانه نکن.

Don’t throw your money at that house.

 

21- اگر همین جور به ول خرجیت ادامه دهی، طولی نخواهد کشید که آس و پاس می شوی.

If you carry on with this extravagance, you will be broke in no time.

 

22- باید مقداری پول برای ازدواجت پس انداز کنی.

You should put some money for your wedding.

 

23- بله، یک مقدار پول برای روز مبادا نیاز دارید.

Yes, you need some money for a rainy day.

 

24- پول علف خرس نیست.

Money doesn’t grow on trees.

 

25- پولش از پارو بالا میرود.

He’s rolling in money.

 

26- پدرم معمولاً مقداری پول به سازمان های خیریه اهدا می کند.

My father usually donates some money to charitable organizations.

 

27- هر چند هر روز کار می کنم دخل و خرجم به هم نمی خورد.

I can’t make ends meet, although I work every day.

 

28- نباید پایت را از گلیمت دراز تر کنی.

You should not live beyond your means?

 

29- چقدر پول تو جیبی می گیری؟

How much is your pocket money?

 

30- زمانی که بچه بودم معمولاً پولم را توی یک قلک پس انداز می کردم.

When I was a child I usually saved my money in a piggy bank/ money box.

 

31- در خانواده بزرگ شدم که همیشه از لحاظ مالی در مضیقه بود.

I grew up in a family where money was always tight.

 

32- زمانی که جوان بودم با کارگری پول در می آوردم.

When I was young , I made money by working as a laborer.

 

33- همیشه در فکر به دست آوردن ثروت کلانی بودم.

I always thought of making a small fortune.

 

34- هرگز چیزی را که استطاعات مالیش را ندارم نمی خرم.

I never try to buy something I cannot afford.

دسته بندي: جملات کاربردی زبان انگلیسی,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد

پاپ آپ