close
تبلیغات در اینترنت
جملات زبان انگلیسی در مورد ازدواج و خانواده

پرتال آموزش زبان

جملات زبان انگلیسی در مورد ازدواج و خانواده
امروز چهارشنبه 23 آبان 1397


جملات زبان انگلیسی در مورد ازدواج و خانواده

۷- فقط اقوام درجه یک در عروسی شرکت داشتند.

The wedding was attended by close family only.

 

۸- مراسم عروسی خوب پیش رفت.

The marriage ceremony went on well.

 

۹- کاش کیک سه طبقه شون را دیده بودی!

I wish you would have seen their three-tiered wedding cake.

 

۱۰- من برای حفظ ظاهر در عروسی شرکت کردم، ولی برای پذیرایی و شام نماندم.

I put in an appearance at the wedding, but didn’t stay for the reception.

 

۱۱- او حلقه را دست عروس کرد.

He put the wedding ring on the bride’s finger.

 

۱۲- انشاء الله سالم و خوشبخت باشند!

May they find health and happiness!

 

۱۳- ماه عسل تصمیم دارید کجا بروید؟

Where are you going to go for your honey moon?

 

۱۴- الان ماه عسل هستیم.

We are on honey moon now.

 

۱۵- همسرت کجاست؟

Where is your spouse?

 

۱۶- خواهرت ازدواج کرده؟

Is your sister married?

 

۱۷- آره، زن یک معلم شده است.

Yeah, she is married to a teacher.

 

۱۸- آنها مشکلات زناشویی دارند.

They are having marital problems.

 

۱۹- من با روابط پیش از ازدواج مخالفم.

I do not approve of pre-marital relations.

 

۲۰- با قوم و خویش های شوهرش نمی سازد.

She doesn’t get on very well with her in-laws.

 

۲۱- بارها به آنها گفته که در زندگی خصوصی او دخالت نکنند.

She has told them many times to stay out of her personal life.

 

۲۲- به او پیشنهاد ازدواج دادم و او هم پذیرفت.

I proposed to her and she accepted.

 

۲۳- مریم و رضا دارند نامزد می شوند.

Maryam and Reza are getting engaged.

 

۲۴- آنها با هم خوشبخت نیستند، بنابراین تصمیم گرفته اند از هم جدا بشوند.

They aren’t happy together, so they have decided to separate.

 

۲۵- او به خاطر یک مرد دیگر شوهرش را ترک کرد.

She left her husband for another man.

 

۲۶- او هیچ وقت به من خیانت نکرده است.

She has never been unfaithful to me.

 

۲۷- من طلاق می خواهم.

I want a divorce.

 

۲۸- دیشب همسر سابقم را در مهمانی دیدم.

I saw my ex-wife at the party last night.


خانواده


۲۹- چند تا خواهر و برادر داری؟

How many brothers and sisters do you have?

 

۳۰- خواهر و برادر بزرگتر از خودت هم داری؟

Do you have any elder brother and sister?

 

۳۱- نه، تک فرزندم.

No, I am an only child.

 

۳۲- در ناز و نعمت بزرگ شدم.

I was brought up in the lap of luxury.

 

۳۳- من از یک خانواده اصیل هستم.

I am connected with a noble family.

 

۳۴- او با تو نسبتی دارد؟

Is he related to you?

 

۳۵- بله، او از اقوام درو من است؟

Yes, she is a distant relative of mine.

 

۳۶- او دوست خانوادگی ماست.

He’s a friend of the family.

 

۳۷- خانواده ام هر کدام یک جایی هستند.

My family is scattered across the country.

 

۳۸- آیا خانواده ات پر جمعیت/ کم جمعیت است؟

Do you have a large/small family?

 

۳۹- یک نفر دیگر به زودی به جمع خانواده مان اضافه می شود.

We are going to have an addition to the family soon.

 

۴۰- پدر بزرگم زنده است، اما مادر بزرگم فوت کرده است.

My grandpa is alive, but my grandma is dead.

 

۴۱- این عکس برادر بزرگم است.

This is the picture of my eldest brother.

 

۴۲- اقوام ما آخر هفته می آیند.

 We have got the relations coming over the weekend.

 

۴۳- خانواده همسرم آخر همین هفته سرمان خراب می شوند.

My wife’s family is descending on us this weekend.

 

۴۴- در خانواده اش همه مردها کچل هستند. فکر می کنم ارثی باشد.

All the man in his family are bald; I suppose it’s hereditary.

 

۴۵- همه بچه هایش اهل هنر هستند. انگار هنر تو خون آنهاست.

All her children are very artistic; it must run in the family.

 

۴۶- بچه هایت را خوب بار آورده ای.

You have given your children a good upbringing.

 

۴۷- بچه بزرگ کردن کار ساده ای نیست.

Bringing up children is never easy.

 

۴۸- نان آور خانه شما کیست؟

Who is the breadwinner in your family?

 

۴۹- پدرم دنبال یک کار می گرده که خانواده را تامین کند.

My father is looking for a job to support his family?

 

۵۰- او به سختی خرج خورد و خوراک و پوشاک خانواده اش را در می آورد.

He can barely feed and clothe his family.

 

۵۱- او باید یک خانواده بزرگ را نان بدهد.

She has a large family to food.

 

۵۲- خانواده ام از من حمایت می کند.

My family is right behind me.

 

۵۳- او خواهر دوقلوی توست؟

Is she your twin sister?

 

۵۴- برادرم گاو پیشانی سفید خانواده است.

My brother is the black sheep of the family.

 

۵۵- او باعث ننگ و آبروریزی خانواده ما بوده است.

He has brought shame and disgrace to our family.

 

۵۶- او باعث شرمندگی خانواده اش است.

He’s an embarrassment to his family.

 

۵۷- شرافت خانوادگی در خطر است.

He’s family honor is at stake.

 

۵۸- می خواهم شجره نامه خانوادگی ام را بهت نشان بدم. دوست داری ببینی؟

I want to show you my family tree now. Are you interested to see it?

دسته بندي: جملات کاربردی زبان انگلیسی,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد

پاپ آپ