close
تبلیغات در اینترنت
جملات و اصطلاحات روزمره انگلیسی در مورد وعده ناهار

پرتال آموزش زبان

جملات و اصطلاحات روزمره انگلیسی در مورد وعده ناهار
امروز یکشنبه 29 مهر 1397


جملات و اصطلاحات روزمره انگلیسی در مورد وعده ناهار

۷- معمولاً چه ساعتی ناهار می خورید؟

What time do you usually eat for lunch?

 

۸- اغلب در محل کار با همکارانم ناهار می خورم.

I have a working lunch with my colleagues most of the time.

 

۹- معمولاً ناهار غذای بسته بندی شده می خورم.

I usually have packed lunch.

 

۱۰- هیچ وقت ناهار مناسبی نمی خورم، فقط یک غذای سریع و سر پایی می خورم.

I never have a proper lunch; just a quick snack.

 

۱۱- گاهی اوقات اصلاً ناهار نمی خورم چون در محل کار سرم خیلی شلوغ است.

I sometimes even skip the lunch because I am very busy at work.

 

۱۲- هرگز بیرون غذا می خوری یا ترجیح می دهی داخل خانه غذا بخوری؟

Do you ever eat out or you prefer to eat in?

 

۱۳- حداقل هفته ای یک بار بیرون غذا می خورم .

I eat out at least once a week.

 

۱۴- بسیار خوب، بیایید میز را بچینیم و یه چیزی بخوریم.

Ok, let’s lay / set the table and eat something.

 

۱۵- کباب را به خورش ترجیح می دهم.

 I prefer kebab to stew.

 

۱۶- از ماکارونی متنفرم و هرگز تن ماهی نمی خورم.

I hate macaroni and never eat canned fish.

 

۱۷- معمولاً با ناهار ترشی می خوری؟

Do you usually have pickles with lunch?

 

۱۸- گاهی اوقات برای ناهار آبگوشت می خورم.

 I sometimes have broth for lunch.

 

۱۹- ناهار حاضر است. بفرمایید.

Lunch is ready. Serve/Help yourself.

 

۲۰- بفرمایید پیش غذا.

Here is the starter/appetizer.

 

۲۱- این سوپ مرغ خوشمزه است.

This chicken soup is delicious.

 

۲۲- نوش جان.

Enjoy! Bon appetite.

 

۲۳- این سالاد با سس مایونز خوشمزه است.

This salad with mayonnaise is delicious.

 

۲۴- چه غذای خوشمزه ای. باید دستور طبخ آن را به من بدهید.

What a delicious dish! You must give me the recipe.

 

۲۵- این یک غذای هندی است.

It’s an Indian dish.

 

۲۶- بفرمایید لطفاً. شروع کنید/ میل کنید.

 Come on, please. Start. / Tuck in.

 

۲۷- یک پرس دیگر غذا می خواهید؟

Would you like a second helping?

 

۲۸- نه متشکرم. یک بشقاب پر برنج خوردم. سیر شدم.

No, thanks. I had a large plate of rice. I am full.

 

۲۹- ولی شما گفتید خیلی گرسنه اید.

But you said you were as hungry as a bear.

 

۳۰- اصلاً دسر نمی خورم. رژیم دارم.

I don’t have any dessert. I am on a diet.

 

۳۱- دست بردار، با خوردن کمی بستنی که چاق نمی شوی.

Come on, you won’t put on weight by eating just a little ice cream.

 

۳۲- تمام تلاشم را می کنم که وزن کم کنم.می خواهم رژیمم را حفظ کنم.

I am doing my best to lose weight. I want to stay on my diet.

 

۳۳- یک فنجان چای می خوری؟

Would you like a cup of tea?

 

۳۴- ماری، بشقاب ها را ببر و کمی چای درست کن.

Mary! Come clear away the plates and make some tea.

 

۳۵- سماور را روشن کن.

Turn the samovar on.

 

۳۶- کتری را بزن به برق.

Plug in the kettle.

 

۳۷- کتری را بگذار روی اجاق گاز.

Put the kettle on the stove.

 

۳۸- بگذار در شستن ظر فها به شما کمک کنم.

Let me help you with the washing up.

 

۳۹- نه متشکرم، تنهایی ظرفها را می شویم.

No, thanks. I’ll do the dishe

دسته بندي: جملات کاربردی زبان انگلیسی,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد

پاپ آپ